X
تبلیغات
شـــــــــــــــــــعــر - کاش آن شب را نمی آمد سحر
تاريخ : دوشنبه بیست و سوم مرداد 1391 | 2:8 | نویسنده : sara


کاش آن شب را نمی آمد سحر

کاش گم در راه پیک بد خبر

ای عجب کان شب سحر اما به ما

تیره روزی آمد و شام دگر

دیده پر خون از غم هجران و او

با لب خندان چه آسان بر سفر

ای دریغ از مهربانی های او

دست پر مهر آن کلام پرشکر

غصه ها پنهان به دل بودش ولی

شاد و خرم چهره اش بر رهگذر

در ارزان زان ما بود ای دریغ

گنج پنهان شد به خاک و بی ثمر

تا پدر رفت آن سحر از پیش رو

بی نشان را خاک تیره شد به سر


برچسب‌ها: اشعار شروع شده با حرف ک